الفيض الكاشاني

273

راه روشن ترجمه كتاب المحجه البيضاء فى تهذيب الاحياء ( فارسى )

سكوت كرد نجات يافت » ، « 30 » به خدا گوهرهاى حكمت و سخنان جامع را در اختيارمان قرار داده است و تك تك سخنان آن حضرت دريايى از معانى است كه جز علماى ويژه آن را نمىشناسند و در آفاتى كه به زودى ياد خواهيم كرد و دشوارى پرهيز از آنها ، مطلبى است كه به خواست خدا حقيقت آن را به شما مىشناساند . اينك آفات زبان را بر مىشماريم ( 1 ) و از سبكترين آنها آغاز كرده و اندك اندك به سوى سخت‌ترين آنها مىرسيم و سخن از غيبت و سخن‌چينى و دروغ را در آخر خواهيم آورد ، زيرا مطالعه در آنها طولانىتر است و بيست آفت است . نخستين آفت ، سخن گفتن از چيزى است كه به انسان مربوط نيست ( 2 ) بايد بدانى كه بهترين حالات تو اين است كه كلماتت را از تمام آفتهاى ياد شده حفظ كنى كه عبارتند از : غيبت ، دروغ ، مجادله ، نفاق و جز اينها و سخن مباح بگويى كه در آن هرگز ضرر خودت و مسلمانى نباشد و اگر سخنى بگويى كه بدان نيازى ندارى اتلاف وقت كرده و مؤاخذه مىشوى و بايد كردار پست را به كردار خوب تبديل كنى زيرا اگر رشتهء سخن را به انديشه برگردانى بسا كه در هنگام فكر كردن از وزش نسيم رحمت خدا درى بر تو گشوده شود كه بسيار سودمند باشد ، چون اگر تسبيح و تهليل خدا بگويى و ياد خدا كنى بيقين برايت بهتر است . چه بسا سخنى كه با آن قصرى در بهشت ساخته شود و هر كس بتواند گنجى به دست آورد و بجاى آن مقدارى گل و خاك بردارد كه از آن سودى نمىبرد ، زيانى آشكار كرده است . و اين مثل كسى است كه ياد خدا را ترك كند و به كار مباحى سرگرم شود كه به حال او نفعى ندارد . چنين شخصى اگر چه مرتكب گناه نشده امّا ضرر كرده است از آنجا كه بهرهء زيادى را كه ذكر خداست از دست داده است ؛ سكوت مؤمن تفكّر ، نگاهش عبرت و گفتارش فقط

--> ( 30 ) اين حديث پيش از اين از دارمى و احمد روايت شده است .